X
تبلیغات
فقه و اصول اسلامی - اصول فقه 4 بحث ظواهر الفاظ
مجموعه ای از مقالات و تحقیقات با گرایش فقه و حقوق اسلامی

ظواهر الفاظ:

محل نزاع در بحث حجیت ظواهر الفاظ چیست؟ توضیح دهید.

ظواهر الفاظ دلیلی در مقابل کتاب و سنت نیست، بلکه نیاز به اثبات حجیت ظواهر می باشد. هدف از این کاراستفاده از ظواهر کتاب و سنت است. بحث حجیت ظواهر از متممات بحث حجیت ظواهر کتاب و سنت می باشد. زیرا اخذ به کتاب و سنت میسور نخواهد بود مگر پس از اثبات حجیت ظواهر آنها.

نصوص و ادله ای قطعی در دست است که کمترین دلیل ما بر حجیت ظواهر کتاب و سنت می باشد. ما ذیلا به بررسی این ادله و سایر دلایل بر حجیت ظواهر، علی الخصوص ظواهر کتاب و سنت می پردازیم.

منظور از قول لغوی چیست؟ توضیح دهید.

قول لغوی عبارت است از معانی و توضیحات علماء لغت پیرامون معنای حقیقی و مجازی و مستعمل فیه یک لفظ.

اما بیشتر اقوال علماء اهل لغت، در مقام کشف وضع الفاظ دارای اعتبار نیست، زیرا تلاش آنها بیشتر بیان معنای مستعمل فیه الفاظ است، بدون تلاش در بیان معنای حقیقی و مجازی و تفکیک میان آن دو. جز تعداد کمی از آنها مثل زمخشری در کتاب اساس اللغة و بعضی کتب فقه اللغة به این مهم پرداخته اند.

با توجه به این توضیح اگر علماء اهل لغت در ذکر معانی الفاظ، معنای حقیقی و مجازی آنها را بنگارند، با این نص آنها می توان علم به وضع الفاظ در فلان معنای حقیقی یا مجازی پیدا نمود. بدین ترتیب هر آنچه آنها بیان کردند، همان ملاک عمل می باشد، و اگر نه چاره ای نیست و باید بدنبال دلیل بر حجیت ظن ناشی از قول علماء اهل لغت بود.

اقوال علماء علم اصول فقه در بیان حجیت یا عدم حجیت اقوال علماء اهل لغت را بیان کنید.

1)      بعضی می گویند قول لغویون حجت است.

2)      بعضی می گویند قول لغویون حجت نیست.

دلایل موافقین با حجیت قول لغویون را بنویسید.

این علماء به بناء عقلاء استناد کردند و گفتند: بناء عقلاء و روش عملی آنها در مواردی که باید به اهل خبره مراجعه نمود، با رجوع به آنها مشکل خود را مرتفع می نمایند، مانند مسائل مربوط به هندسه و طبیعت. از جمله این موارد لغات و مسائل مربوط به آنها است و دقایق و لطایفی که در فهم لغات مهم هستند باید به علماء اهل لغت مراجعه نمود. پر واضح است که علماء اهل لغت و خبرگات در این فن اندکند و تعدادشان کم می باشد. ما نیز در میان اقوال شارع مشاهد نکرده ایم که آن حضرات با رجوع به اهل لغت در کشف معانی و حل معضلات مخالفت کرده و از مراجعه به آنها نهی نموده باشند. لذا از این سیره ی عملی کشف می شود، ایشان موافق رجوع به خبرگان لغوی بوده و بدان رضایت دارند.

دلایل مخالفین با حجیت قول لغوی را بیان کنید.

مخالفین حجیت قول لغوی در پاسخ به دلیل موافقین گفتند: بناء عقلاء زمانی حجت است که از آن یقینا موافقت شارع و امضاء او نسبت به روش اهل لغت کشف شود. این کشف حاصل نمی شود مگر آنکه مانعی بر هم فکر بودن شارع با عقلا در بناآتشان وجود نداشته باشد. در ما نحن فیه دلیلی بر هم نظر بودن شارع با عقلاء وجود ندارد. البته این سخن بدین معنا نیست که شارع نیاز به مراجعه به اهل خبره ندارد، بلکه این گونه فرض می کنیم، ایشان در این رابطه روش عملی ویژه ای دارند؛ بنابراین باید نزد ما ثابت شود سیره ی عملی عقلاء در امور شرعی بن نظر شارع رسیده و امام (ع) در برابر اظهار نظر عقلاء سکوت نموده یا تقریر نمایند یا امضاء نموده و روش عقلاء را تایید نمایند. ما با بررسی در میان اقوال شارع و روش عقلاء در پذیرش امور شرعی وفق قول لغویان به مدرکی دست نیافته ایم تا بتوان از عدم ردع امام معصوم و رضایتش کشف نمود ایشان قول لغوی را حجت دانسته باشند.

در ادامه باید گفت: ما در صورتی می توانیم به روشی عمل کنیم که در آن دلیل خاص و قطعی بر رضایت شارع بدان را داشته باشیم، و در ما نحن فیه دلیلی بر امضاء شارع وجود ندارد، بلکه آیاتی در دست است و به نهی از پذیرش ظن و تبعیت از آن دلالت می کند. همین مقدار دلیل در ثبوت رد چنین سیره ای کافی است.

نظر مرحوم مظفر پیرامون پذیرش و حجیت قول لغوی چیست؟

در اثبات حجیت قول لغوی بهترین دلیل حکم عقل به وجوب مراجعه نادان به عالم است. این حکم از نظرات و آراء ویژهای است که با نظر و رای عقلاء مطابقت می کند و شارع خود از زمره ی عقلاء بلکه رییس آنهاست. بنابراین رجوع غیر متخصص و نا آشنا به امور دینی به مجتهد در تقلید احکام دین واجب است. این نکته منهی علیه هدف ما در انجام امور دینی است. البته در رابطه با رجوع به مجتهد شرایط ویژه ای تعریف شده است، مانند ویژگی عدالت، مرد بودن و غیره، این دلایل به خاطر فرمان وارده در این زمینه است.

با تحقیقات و بررسی های بعمل آمده ما در رابطه با رجوع به قول لغوی شرط خاصی را ملاحظه نمی کنیم هر چند در ادله ی موجود در رابطه با رجوع به مجتهد دلایلی را مشاهده کردیم. بنابراین قول لغوی متخصص حجت است و می توان به آن استناد نمود.

منظور از حجیت ظواهر چیست؟ توضیح دهید.

بهترین دلیل بر حجیت ظاهر بناء عقلاء است. دلیل آن برگرفته از دو مقدمه ی قطعی است:

1)      روش عملی عقلا در محاوراتشان اعتماد به ظاهر کلام یکدیگر است، زیرا با همین کلمات و سخنان منظور و مقصود خود را به دیگران انتقال می دهند. لذا هرگز فرض نمی کنند آن کلامی که می شنوند بر خلاف ظاهر باشد و احتمال خلاف نمی دهند، بلکه مطلوب نزد عقلاء قبول و اعتماد کردن به ظاهر کلام یکدیگر است، لذا به هم اعتماد کرده و در فهم مقصود یکدیگر بدان ظواهر اکتفاء می نمایند. بنابراین ظاهر کلام هم نسبت به گوینده در برابر شنونده و بالعکس حجت می باشد و گفته های گوینده مورد استناد نزد شنونده است و هم دلیل و حجت برای گوینده می باشد. لذا هر دو در مقام احتجاج اگر هر کدام بر خلاف ظاهر اقوال خود سخنی بگویند هر کدام علیه دیگری سخن برای گفتن و محکوم کردن دارند. به همین خاطر به اقرار هر شخص علیه خودش توجه می شود و به عنوان دلیل نسبت بدان عمل می کنند و بر همان اساس حکم صادر می شود. هر چند دلیل محکمه پسندی وجود نداشته باشد.

2)      شارع مقدس هرگز در گفتگوها و رساندن مقصودش به دیگران از روش عقلاء خارج نشد؛ در این زمینه دلایل متعدی وجود دارد:

1)      شارع از جمله ی عقلا است.

2)      شارع رییس عقلاء محسوب می شود.

3)      شارع با روش و مسلک عقلاء هم سو است.

4)      ظاهر الفاظ شارع به عنوان حجت او نزد مکلفین خواهد بود.

5)      ظاهر الفاظ شارع به عنوان حجت عذر نزد مکلفین خواهد بود.

منظور از ظن فعلی به وفاق چیست؟ توضیح دهید.

بعضی از علماء در بحث حجیت ظاهر معتقدند باید ظن فعلی به مراد متکلم پیدا شود و اگر نه آن چه شنیده شد ظهور ندارد بلکه مجمل می باشد. به عبارت دیگر منظور از ظن فعلی ظنی است که فعلیت داشته باشد یعنی وقتی مستمع لفظ را شنید از آن عبارت برای انسان آگاهی ایجاد شود، تصدیق به مراد متکلم حاصل شود.

عقیده مرحوم مظفر پیرامون ظن فعلی به وفاق چیست؟ توضیح دهید.

ایشان می گویند: آن چه معلوم است، ظهور صفتی است که بر لفظ پوشیده می شود و به وسیله ی ظهور می توان مراد متکلم را کشف کرد، لذا ظن بما هو ظن (یعنی به خودی خود) برای شنونده حاصل می شود نه برای لفظ؛ بنابراین چگونه می تواند برای لفظ قوام و اصالت باشد؟! بلکه باید گفت لفظ نزد دانایان به یک زبان به عنوان قوام و اصالت شمرده می شود. بدین جهت خود لفظ کشف ذاتی از مراد متکلم می کند، اگر چه برای شنونده ظن فعلی حاصل ننماید. لذا می توان گفت: چه برای مستمع ظن فعلی حاصل بشود یا نشود می تواند به ظاهر کلام خود و دیگران استناد نماید و برای دیگران احتجاج کند. پس همین مقدار که لفظ را فهمید و مفاد آن را درک کرد می تواند ملاک عمل برای او باشد.

منظور از عدم ظن به خلاف چیست؟ توضیح دهید.

بعضی از علماء می گویند: اگر چه ظن فعلی به وفاق معتبر نیست، اما اگر ظن به خلاف مقصود در مراد متکلم حاصل نشود، آنگاه ظن فعلی به وفاق معتبر خواهد شد.

نظر و عقیده ی مرحوم مظفر پیرامون عدم ظن به خلاف در مراد متکلم را توضیح دهید.

ایشان می فرمایند: اگر چه منشاء ظن به خلاف، امری است که در نظر عقلاء اعتماد بر آن در فهماندن منظور لفظ صحیح می باشد، ولی شکی نداریم که ظن به خلاف در حجیت ظهور ضرر وارد می کند، بلکه تحقیقات نشان داده، با وجود آن برای کلام ظهوری باقی نمی ماند. زیرا ظهور برای لفظ ایجاد اعتبار می کند و برای مستمع ایجاد تصدیق به مراد متکلم می نماید، لذا لفظ و آنچه افاده می کند اعتماد حاصل می شود، اما صرف عدم ظن به خلاف اماره ای معتبر و مجعول نزد شارع جهت فهم مراد متکلم نیست، بلکه این بحث صرفا جزء مسائل عقلی است و با بناء عقلاء ثابت می شود.

اگر منشاء ظن از آن اموری باشد که در رساندن منظور گوینده به شنونده نزد عقلاء نتوان بدان اعتماد کرد، پس برای چنین ظنی ارزش و اعتباری وجود ندارد، زیرا بناء عقلاء بر تبعیت از ظاهر می باشد. اما ظهور لفظ چیز دیگری می گوید و شکی باقی نمی ماند بر تبانی عقلاء بر حجیت ظهور و عمل به مقتضای آن.

نظر شیخ انصاری و آخوند خراسانی پیرامون اثبات حجیت ظواهر و ادله ی ایشان در این مورد را بیان نمایید.

شیخ انصاری در کتاب رسائل می فرماید: اصول وجودیة مانند اصالة الحقیقة و اصالة العموم و اصالة الاطلاق و مانند اینها همگی فردی از افراد اصالة الظهور هستند و بازگشت همه ی آنها به اصالة عدم القرینه است. به این معنی که اصالة الحقیقة باز گشت می کند به اصالة عدم المجاز و اصالة العموم به اصالة عدم المخصص و همینطور الی آخر.

علی الظاهر منظور شیخ انصاری از رجوع آن است که حجیت اصالة الظهور دلیلش صرفا از جهت بناء عقلاء به حجیت اصالة عدم القرینة است.

آخوند خراسانی نظری بر عکس شیخ انصاری دارد، ایشان معتقد است اصالة عدم القرینة به اصالة الظهور باز می گردد.

نظر مرحوم مظفر (ره) پیرامون اثبات حجیت ظواهر و ادله ی ایشان در این مورد را بیان نمایید.

ایشان می فرمایند: بنظر قول حق غیر از نظری است که شیخ انصاری و آخوند خراسانی فرمودند. بلکه آن چه عقلاء قبول دارند چیزی نیست مگر اصالة الظهور، هر چند بهتر است به جای اصالة الظهور گفته شود اصالة عدم القرینة. زیرا اصالة عدم القرینة خواستگاه اصالة الظهور است و اصالة الظهور محل بازگشت به اصالة عدم القرینة است.

اما دلیل ما بر این سخن: هنگامیکه نیاز به اجراء اصالة الظهور باشد، به ناچار باید احتمال داد متکلم دانا خلاف ظاهر کلامش را اراده کرده است، اگر چنین احتمالی داده شود از یکی از دو صورت زیر خارج نیست:

1)      شاید متکلم غفلت کرده و یا به اشتباه و خطاء یا موردی دیگر از نصب قرینه باز مانده است. در این گونه موارد متکلم به ظاهر کلامش ملتزم شده و سخن ایراد شده ی او نسبت به مستمع حجت بوده و برای متکلم نسبت به سایرین حجت خواهد بود. بنابراین ادعای غفلت و مانند آن شنیده نمی شود. این معنای اصالة الظهور نزد عقلاء است.

2)      شاید متکلم نصب قرینه کرده باشد، ولی برای ما وجود آن قرینه پوشیده و مخفی باشد. لذا اینجا جایگاه توهم جریان اصالة عدم القرینة است.

در حقیقت عقلاء قائل به حجیت اصالة الظهور هستند و می گویند هر چند احتمال وجود قرینه و اراده ی خلاف ظاهر در کلام وجود دارد اما ما به وجود چنین احتمالی وقعی نمی نهمیم و وجود این احتمال را کنار می گذاریم.

خلاصه کلام: صرفا نزد عقلاء یک اصل مورد قبول است و آن اصالة الظهور می باشد و یک بنا وجود دارد و آن بنا کنار گذاشتن وجود احتمال هر گونه عاملی که با ظهور منافات داشته باشد مانند احتمال غفلت یا خطاء یا نصب قرینه بر خلاف ظاهر و مانند اینها.

منظور از مقصودین بالافهام چیست و آیا ظهور لفظ برای غیر مقصودین بالافهام حجت هست یا نه؟ توضیح دهید.

مقصودین بالافهام کسانی هستند که طرف صحبت می باشند و سخن برای آنها گفته می شود. عنوان دیگر ایشان (من خوطب به) می باشد.

محقق قمی معتقد است کلام متکلم نسبت به غیر مقصودین بالافهام ظهور ندارد و حجت نیست. منظور از غیر مقصودین بالافهام مردم زمان ما و مانند ما هستند که زمان نزول قرآن حضور نداشتند و طرف صحبت قرآن نبوده اند.

لازم به ذکر است بیانات قرآن نیازمند به تفسیر و تاویل بوده و شامل افرادی که در زمان نزول قرآن نبوده اند نمی باشد. بنابراین موضوع قرآن با تالیفات سایر مؤلفین فرق دارد، زیرا قرآن صرفا مربوط به مقصودین بالافهام است و تالیفات سایر مصنفین مربوط به هر خواننده ای است که آن را می خواند. و اما در مورد سنت، با توجه به روایاتی که از معصومین (ع) صادر شده است آندسته از روایات که در صدد پاسخ به پرسش سائل می باشد، این موارد هم مخصوص مقصود بالافهام آن می باشد و برای غیر مقصود بالافهام آن حجت نیست. اما روایات عمومی یعنی روایاتی که روی سخن آنها همه ی انسانها در هر عصر و زمان هستند، عام بوده و مقصودین و غییر مقصودین بالافهام را در بر می گیرد و نسبت به ایشان حجت است.

هدف از نفی حجیت ظهور نسبت به غیر مقصودین بالافهام چیست؟

در این رابطه چند عقیده وجود دارد:

1) ممکن است کلامی نسبت به شخصی دارای ظهور ذاتی نباشد. (اصلا چیزی را نرساند)

جواب: این مورد، موردی است که وجدان آدمی آن را دروغ می شمارد.

2) ممکن است برای عقلاء روشی کاربردی جهت برطرف کردن احتمال وجود قرینه در ظواهر نسبت به غیر مقصودین بالافهام وجود نداشته باشد.

جواب: این ادعا بدون دلیل است، بلکه آنچه در روش عقلاء شناخته شده است عکس این مطلب می باشد.

3) ممکن است متکلم حکیم در کلام خود قرینه ای را نصب کند و آن قرینه را بر غیر مقصودین بالافهام بپوشاند در حالیکه این کار قبیح نبوده و باعث نقض غرض نباشد.

جواب: قول سوم صحیح است مگر در جایی که نصب قرینه به ظهور لفظ ضرر وارد کند.زیرا آنچه حجیت ظهور را قوام می دهد بنا به روش عقلاء نفی احتمال وجود قرینه است نه نفی احتمال وجود آن به حکم عقل و ملازمه میان حکم عقل و بناء عقلاء. بنابراین هرگاه احتمال وجود قرینه وجود داشته باشد عقل آن را نفی نمی کند، و نفی عقل ملازم با نفی احتمال وجود قرینه به بناء عقلاء نیست تا بتواند به حجیت ظهور نفعی برساند. بلکه ظهور، ظهور نیست مگر آنکه در آن احتمال وجود قرینه به حکم عقل ممکن باشد و اگر احتمال وجود قرینه به حکم عقل ممکن نباشد هر آینه کلام نص خواهد بود نه ظاهر. به طور کلی همیشه این احتمال همراه ما هست، که ممکن است در کلام متکلم قرینه ای پنهانی وجود داشته باشد و برای غیر مقصودین بالافهام نامشخص باشد ولی با توجه به روش عملی عقلاء چنین احتمالی قابل اعتنا نیست و بدان توجه نمی شود.

نظر علماء اخباری شیعه پیرامون حجیت ظواهر کتاب الله بر غیر معصومین (ع) را بنویسید.

بعضی از علماء اخباری معتقدند ظواهر کتاب الله برای غیر معصومین (ع) حجیت ندارند و نمی توان به ظاهر آن بدون ایراد نظر و بیان و تفسیر ائمه ی اهل بیت عمل نمود.

پاسخ علامه مظفر به عقیده ی اخباریان چیست؟ توضیح دهید.

ما در پاسخ به کسانیکه منکر حجیت ظواهر کتاب الله هستند می گوییم:

1)      اگر منظور شما از عدم حجیت ظاهر کتاب الله یعنی نباید بدون فحص و تحقیق در ظاهر آیات و آنچه مربوط به محتوای آن است، به ظاهر آیات عمل نمود، این سخن و عقیده درست است. زیرا این کار در مورد هر کلام عالی و با ارزشی طبیعی است. لذا معنای این سخن یعنی ظاهر کلام الله برای همه حجت است اما برای بعضی بلاواسطه و برای بعضی مع الواسطه.

2)      اما اگر منظور شما از عدم حجیت ظاهر کتاب الله یعنی در خصوص فهم قرآن و توجه به ظواهر کتاب الله صرفا با عنایت به روایات ائمه ی اهل بیت میسر است، یعنی مطلقا نمی توان به ظاهر قرآن متعرض شد و از آن حکم گرفت مگر از طریق بیانات اهل بیت و مطالبی که در باره آیه بیان فرموده اند. حتی کسانیکه ادبیات عربی را می دانند و اهل لغت عربی هستند و آیات ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقید و مجمل و مبین را نیز می دانند هم نمی توانند به ظاهر کتاب الله اخذ کنند و باید در این زمینه صرفا به بیانات ائمه ی اهل بیت استناد نمایند و از طریق آنان به فهم آیات بپردازند. این سخن و عقیده درست نیست، چون ما در رابطه با رد این قول دلایل گوناگونی داریم.

دلایل مرحوم مظفر در رد عقیده ی اخباریان را بنویسید.

دلایل ما عبارتند از:

1)      خود ائمه ی اهل بیت انسانها را به قرآن مجید ارجاع می دادند و حتی بر آنکه روایت صحیحه را از جعلی تشخیص دهند می فرمودند: آن روایات را به قرآن عرضه کنید اگر با قرآن موافقت داشت بپذیرید و اگر مطابقت نداشت کنار بگذارید.

2)      حتی از جانب ائمه ی اهل بیت مطلبی بزرگتر از مورد قبلی در دست است که فرمودند: هر آنچه از قول ما به شما می رسد همگی را به قرآن عرضه کنید.

3)      ائمه ی اهل بیت به ما فرمودند: هر شرطی که در ابواب مختلف عقود به دست شما رسید اگر مخالف کتاب الله است رد نمایید و کنار بگذارید.

4)      از ائمه ی اهل بیت اخبار خاصی وارد شده که دلالت دارند بر جواز تمسک به ظاهر کتاب الله مانند این فرموده امام صادق (ع) به زراره وقتی از امام پرسید: از کجا دانستید در وضوء باید به مقداری از سر مسح نمود؟! حضرت فرمود: به خاطر حرف (ب) در عبارت (و امسحوا برؤسکم). بدین ترتیب زراره یاد گرفت چگونه باید از ظاهر قرآن اخذ حکم نمود.

5)      اما در رابطه با روایاتی که از ائمه اهل بیت وارد شده و از تفسیر به رای قرآن منع نموده است؛ مثل حدیث مشهور پیامبر (ص) (هر کس قرآن را تفسیر به رای کند جایگاهش آتش جهنم است) باید گفت: تفسیر غیر از استفاده از ظاهر لفظ است و استفاده از ظاهر لفظ تفسیر نامیده نمی شود. لذا جمع میان تفسیر به رای و اخذ به ظاهر و جمع آنها با این دست از روایات آن خواهد بود که تفسیر به رای قرآن حرام است. به عبارت دیگر اجتهادهای شخصی و درک شخصی از آیات، بدون استناد به ادله ی محکم آن را تفسیر به رای می نامند. زیراکسی که تفسیر به رای می کند دیگر توجه، تحقیق و فحص از عام و خاص، مطلق و مقید، ناسخ و منسوخ و غیره نمی کند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 13:40  توسط مهدی محمدیان امیری  |